تبلیغات شما در اینجا
X
پیامبر عشق و آگاهی.روشنا.

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    پیامبر عشق و آگاهی.روشنا.

  ناصر طاهری بشرویه....روشنا



آرشیو موضوعی

عشق و آگاهی


آرشیو ماهانه

مرداد 1389
تير 1389
خرداد 1389
بهمن 1388
دي 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
اسفند 1387



پيوند ها
خود را بشناس خدا را شناخته ای
من مسیح هستم(عشق) این مطالب هم آوايی شهود در (ناصر طاهری بشرویه ) و تجسم حقيقت مکتوب
وحی پیام آور عشق و آگاهی و از امور خداوند و تکوینی است




خروجی RSS


اسرار وحي...سومين آيه ...روشنا


 

اسرار وحي...سومين آيه(3)

روشنا پيامبر عشق و آگاهي

***********

به نام عشق و كلمه ،

 به اذن رب رضي.

سومين آيه(3)

تكوين به آيات" كتاب و قرآن حكيم".

تكوين به آيات "كتاب و قرآن مبين".

تكوين به "صلات و صلوات"،

"شرحه صدر"،

و

" قرآن ذي ذكر".

تكوين به" كتاب مبين".

تجسم" كتاب و ايمان".

***

آري:

"رب رضی" را ملاقات کرده ای.

آ ر ي : " ر"

همانا : "روح القدس".

آري "ر"

همانا: عقل قدسي شده.

همانا: قدوس متكلم، را

که خودت شده ای.

آری:

 این حال تکوینی،

این صورت" ال" تو (م)،

کتاب جامع ،محفوظ، مکنون و ام الکتاب است.(الم)

معشوق باقی ، و

 حی و قیوم است .

بر عقل می نشیند و

عقل بر خود می نشاند.

مقام رضا ست .

این حال رضامندی ،

تکوین نزول عشق است .

رب رضی است.

این عشق شدگي،

كه  دفعتاً به آن تكوين يافته اي،

حال و طوري است،

بي ترديد،

آري:

كتابي

محفوظ و محكم است،

در دست عقل راضی تو.

مقام طمئنینه قلبی توست.

عقل تو،

 آنرا آیه به آیه،

حال به حال(اطوار)،

فصل به فصل(ثم فصٍٍُلت) می خواند.

آیات کتاب(ال) حکیم( ربك الحق-ر-) است

آري :

"الر" است .

عقلت انتخاب احسن دیگری ندارد.

راضی و مطمئن است.

آري:

أ)ي تو

صور و صير(سير تكويني-بستر صورت) رضامندي تو است.

صوت رب رضي(ر) در تو است.

و

عقل قدسي شده از عشق،

هردم اين حال رضايت را در تو ببيند.

بحق (كه رضامندي حق است.)

برايش قابل خواندن(قرأن) است .

قابل خواندن(قرآن)،  به زباني  است كه،

برايش قابل فهم و تبيين است.(عربي -فارسي-يوناني-سانسكريت – و......)

آري: قرآن است.

همانا: قرآناً عربياً

و

براي آنان كه،

در اين حال و طور قدسي،

كه مصير عشق است .

مأمن گزينند.

بحق،

خارج كننده از

ظلمات جهل، و

هدايت كننده  به

 انوار  عشق وآگاهي است.

كلمه است.

آري:

صوت ربك الحق(ر)

كتاب و  قرآن حكيم است. (الر)

آري :

"الر "است

اين حال،

كتابي است. (ال )

نزد حكيم،

همانا: عقل قدسي.(قدوس)

همانا : رب رضي(ر)

آنچه اين قدوس مي بيند،

آيات كتاب حكيم است.

آری:

"الر" کتاب و لوح رضا مندی تو است .

کتابی است در نزد

عقل راضي و بي ترديد تو.

حالی تکوینی در تو است.

تو به آن "حال يقين"،

 حي شده اي.

آن حال، درتو

وحي شده است.

تو ربك الحق شده اي.

ربك الحق حال تو شده است.

تو به اين حق شدگي و لقاء در حق

 يقين داري

حق اليقين را

 تكويناً،ملاقات كرده اي.

عشق شده اي.

كلمه شده اي.

كتاب شده اي.

همين ربك الحق ،

 همين عشق ،

تورا به

 يگانه فعل ايماني كه

همانا : عشق ورزي است

 و لا غير ،

كن فيكون ميكند.

از ظلمات سرگرداني

فتنه و جهل،

به نور صراط مستقيم

عشق و آگاهي،

رهايي مي يابي.

آری :

 

الر تلک آیات الکتاب الحکیم اکان للناس عجبا ان اوحینا الی رجل منهم.........

الر کتاب احکمت آیا ته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر

الر تلک آیات الکتاب المبین انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون

الر کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید

الر تلک آیات الکتاب و قرآن مبین.

آري:

لام از کام بر می داری تا،

رضا مندی خود را صلا دهی.

أ)ی خود،

(آري: ر) را،

 زمزمه می کنی .

رب رضی(ر) را ذکر میگویی.

كه بر زبان و

در لب و جوارح  تو

 جاري و مبين ميشود.

به زبان تو( عربي-فارسي-يوناني- سانسكريت و.....)

متعين و مبين(م)

آري:"ميم" مي شود

صوت لب تو(م)

آري: "ميم" ميشود.

آري:

 "المر"

آيات كتاب است(الم)

كتاب، همانا:-ال-

است.

در

تو( مرء-محمد—م-)

كه بر

 لبت( صوت لب –م-)

مبين (-م-)

آري: –ميم-

ميشود

و آنكس كه

 بر تو نازل ميكند،

همانا:روح القدس(ر)

است.

كه

به اذن

 ربك الحق(ر)

همانا: رب رضي(ر)

همانا:-ر-.

براي تو ميخواند.

و آن

 مقام رضا مندي و يقين در تو است.

كه قرآن ميشود

و رضامندي حق است.

آري:

آيات كتاب—ال—بر تو—م--" من ربك الحق" –ر—

نازل ميشود

 

آري:

 

المر تلک آیات الکتاب و الذی انزل علیک من ربک الحق و لکن اکثر الناس لا یؤمنون....

 

همانا : حق اليقين در تو تكوين شده است.

و در حال و به حال

خود تجسم " ايمان" شده اي.

كلمه شده اي. كتاب شده اي

تو به ،

اين "حقیقت کتاب و ایمان"،

متجسم شده ای.

در حالي که،

قبل ازاین تکوین،

قبل از اين حي شدگي.

قبل از اين وحي و آگاهي روحاني(اوحينا اليك روحاً)

نه میدانستی " کتاب" چیست و

نه می دانستی" ایمان" چیست.

آري:

و كذلك اوحينااليك روحاً من امرنا ماكنت تدري ماالكتب و لا الايمن و لكن جعلنه نورا. نهدي به من يشاه من عبادنا و انك لتهدي الي صراط المسقيم....

پس بنام آنکه تو را چنین خلق کرد.

خود را بحق خواهی خواند .

حق را به خود،

و ، خود را از حق

خواهی شمرد.

و در حالي كه سینه ات پر از عشق و آگاهي ست.

شرحه صدر

 آري:ص

 می یابی ،

و تكويناً

صلات و صلوات

 آري: ص

 می شوی،

و میشنوی.

اشك آگاهي از چشمانت جاري ميشود.

 در هواي دل فرو ميريزد.

 رضاي دل و شرحه صدر در تو تكوين مي يابد.

این حال برایت "قر آن ذی ذکر" است .

همان "حال ذی ذکر"  در تو است.

همان "شرحه صدر " در تو است.

همان صلات تو است .

کلام صادر نشده تو است.



تهيه شده توسط ناصرطاهری بشروی در تاريخ يكشنبه ۲۴ مرداد ۸۹ ساعت ۰۸:۲۹ | نظرات (0)



آخرین عکس ها













[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ]   صفحه آخر>

این فتوبلاگ / وبلاگ با استفاده از سایت وب فتو راه اندازی شده است